جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
849
تحفة الملوك ( فارسى )
اسير تو است وكالت و ولايت خداوند مر آن بيشتر و استعمال رحم و مروت در حق آن لازمتر است لهذا رعايت نمودن احوال و حقوق حيوانات اوجب است از رعايت نمودن احوال و حقوق غلامان و كنيزان ، و رعايت احوال ايشان اوجب از رعايت احوال زنان است ، و رعايت احوال زنان اقدم بر رعايت احوال اولاد و فرزندان و پدران و مادران است ، و رعايت ايشان اقدم و الزم بر رعايت احوال خود اينكس است . اين است نمونهاى از آداب تدبير منزل و طريقهء تدبيرفرمايى در آن ، كه بر وفق عقل و طبق شرع و آداب معيشتى است كه مرتبط به امر دين معاد و از خصايص انسان است . و به هر نحو و هرچيز را كه اينكس مىكارد به همان نحو و همان را مىدرود . و به هر قسم كه سلوك مىنمايد به همان قسم خداوند مالك يوم الدين و مالك الكلّ با آن سلوك خواهد فرمود . خوش كرد ياورى فلكت روز داورى * تا شكر چون كنى و چه شكرانه آورى در كوى عشق شوكت شاهى نمىخرند * اقرار بندگى كن و دعوى چاكرى آنكس كه اوفتاد خدايش گرفت دست * پس بر تو باد تا غمافتادگان خورى گر بر حساب روز جزا مطلع شوى * درويشى اختيار كنى بر توانگرى « 1 » و بايد دانسته شود كه هرچند كه اصناف اهل نوع اينكس از اهل و اركان منزل نيستند و سلوك با ايشان از جملهء تدبير منزل و سلوك با اهل منزل نمىباشد و لكن چونكه سابقا دانسته شد كه انسان مدنى الطبع است و تحقق يافتن منزل بدون مدينه نمىباشد و مدبر و صاحب منزل در مخالطه و معاشرت نمودن با اهل مدينه ، كه اهل نوع اويند ، ناچار و لاعلاج مىباشد و رعيتدارى و سلوك و معاشرت با آنها از لوازم رعيتدارى و سلوك و معاشرت با اهل منزل است ، لهذا بايد كه مجملى از آداب رعيتدارى و سلوك و معاشرتفرمايى با اصناف اهل نوع به طريق تبعيت ايضا ذكر نموده شود . و هرچند كه مكررا از تضاعيف تحفههاى ابواب سابقه به طريق اجمال ايضا دانسته شد كه قاعده و دستور در حقوق مردمان و معاشرت با آنها نصيحت و
--> ( 1 ) . ديوان حافظ ، ص 314 ، غزل 451 ؛ ولى بيت آخر در مصدر نيست و بقيه هم ترتيب آنچه را كه در مصدر است ، ندارد .